امام خمینی ع

راه امام خمینی ع ویاداوهمیشه باعث آرامش من است مردی بزرگ ازتبارصالحین که مظلوم زیست ومظلوم ازاین دنیارفت کم مردم اوراخوب شناختندمی آیدروزی که بخوبی شناخته شودچون جدش جام زهرنوشید ورفت خوبان همواره درطول تاریخ ناشناخته بوده اند بقول استاد« سالهادرسینه ها گم بوده ایم » . اما می آیدروزی که اورابشناسندمنتظرآن روزنشسته ام .آلبوم عکس های ازدواجم راکه ورق می زدم دیدم که درکنارتزیین دیواراتاقمان عکس امام خمینی راچسبانده ام خوب پدری بودخوب رهبری بودبهمن مرابیاد امام عزیزم می اندازدببینیم شعراستادمحمودفتوحی رابعدازرحلت امام  پس ازجنگ تحمیلی که درفقدان ایشان سروده اند:

مرداب

من ازدشت سپیداران /ازآن سمت جنون / ازمتن یک مرداب می آیم / دلی پرکینه بردوشم / عطشناک ازمیان آب می آیم / گلم وقتی طراوت را/ به سوی آسمان می برد/ وتشنه دشنه ی خورشید/ رامی خورد/ لجن درحلقش افشاندی / به جای آب / دریغ ازآب ای مرداب !/ توخون داغ مرغ تشنه ی مارا/ به جای باده نوشیدی / ازاین رومستی ای گنداب / توگل را/ درلجن زاردل گندت کفن کردی / هلا مرداب ! / چه ای ای هیکل سربین ؟!/ چه ای ؟ پتیاره !/ ای گنداب !/ هلا مرداب /اگروامانده ازپایم / اگرازدوستانم مانده / تنهایم / اگرکه درگلوبشکسته / آوایم / به جنگت بازمی آیم / به جنگت باز می آیم

***

پایان مبحث رنگهادرقرآن وشعراستاد: 

10.رنگ سیاه:

رنگ سیاه درکلمه مشرکان کنایه است ازتباهی ونابودی :

...درکنارپل / روسپی زن سیاه چرده ای /بادو چشم نخ نما/ وخنده های زخمناک / ایستاده است .... ازشعر«کاش چشمهادوتانبود»

روسپی زن سیاه چرده : نقش قلم مشرکان درنظام

ونیزشعر: «الموت »

اژدهای سیاه در شعر«جنگل سؤال» ریزش کلمه راقیامت گونه (قیامت صغری)دردخترخاص توصیف می کند:

زمانی که خورشید/ درتشت نارنجی غرب / می پاشدازهم /به روی دوپلک سیاهم /دودریای نارنج وآتش / روان است/زمانی که خورشید/ فرومانده وخسته / درتشت خون می نشیند/ دراندیشه ی نقره ای رنگ مهتاب هستم / که ازجای آن گمشده / ناگهان اژدهای سیاهی / به شکل سؤال بلندمهیبی / به روی افق های نارنجی پلک من / می نشیند

پلک سیاه اشاره به شب درکلمه دارد

شعر«شاه توت»  سدشکنی کلمه برتررادرنظام مشرکان درنگاه اولیای خدابه تصویرمی کشد:

دوپیاله شاه توت جوان /درشیرینی نگاه توست / که کامم را/ درسیاهی ترشینی / شعله ورمی کند/نگاه سرمه ای ات / چاشنی جان ماست / که زبان را/ درحیرت تناقض طعم ها/به سماع می کشاند/ وتن راازدرون می تکاند/پرسرمه است / این دوپیاله شاه توت جوان

دوپیاله شاه توت جوان استعاره از دونظام (دوظرف)دریک نگاه یادونظام دریک نظام یایک فلک

واژه های جوان و شیرین ، سیاه وترش  دومفهوم متضادراازشاه توت به ذهن متبادرمی نماید

سیاه بودن وشیرین بودن رسیده بودن شاه توت رامی رساندوترش بودن وشعله ورکردن یاسوزاندن کام جوان بودن  وکال بودن آن را

دوپیاله شاه توت جوان (تازه وکال ) درشیرینی نگاه توست (شاه توت رسیده )

که کامم را

کامم :کلمه ام که کلمه برتراست ؛ من دراینجامن اولیایی یااولیای خداست

درسیاهی ترشینی :سیاهی شاه توت  رسیده بودن آن رامی رساند(شاه توت رسیده مزه ترش هم دارد(

که کامم راشعله ورمی کند

شعله ورشدن کام کنایه است از:

1.خیلی خوشمزه است(رسیده بودن وخوشمزه بودن )

2.کامم راسخت می سوزاند(ترش بودن وجوان بودن )

سوختن کام کنایه است از سوختن کلمه مشرکان وتأسف اولیای خداازنزول عذاب الهی بواسطه زشتی کارآنها

شعله ورشدن کام وشیرینی نگاه اشاره داردبه اینکه این ریختن باعث رشد اهل یاشجره طیبه می شود 

نگاه سرمه ای ات:نگاه سرمه ای یانگاهی که طعم شاه توت وصف شده رادارد

جان ما :جان اولیای خدا، کلمه برتر

 چاشنی جان ماست یعنی به جان ما طعم وذوق خوبی می دهد

نگاه سرمه ای ات چاشنی جان ماست:

ریزش کلمه کفارهم به جان صاحب کلمه ذوق وطعم خوبی می دهدبخاطراینکه باعث پاک شدن کلمه می شودوآن رارشد می دهدهم اهل آن ازاینکه به شناخت وفهم درستی می رسنددارای حس خوبی می شوند

زبان را: زبان یعنی قلم اولیای خداراوقتی درنظام مشرکان واردمی شود

درحیرت تناقض طعم ها به سماع می کشاند

تناقض طعم ها : طعم دونوع زبان (قلم اولیای خداوقلم مشرکان)که درکل شناختها باهم متفاوتند

حیرت : حیرت زبان یاحیرت کلمه برتریاحیرت اهل یالشکراولیای خدادربرابرقلم وخط فکری مشرکان

به سماع می کشاند: وقتی شناخت ازکلمه برتربه اهل آن درنظام واردمی شوداهل یالشکراولیای خدادرنظام هربارقلم مشرکان راپس می زنندوتسلیم قلم اولیای خدامی شوندزیراآن رادرست می بیننداین حرکت مدام ، رقص قلم درنظام یاسماع نامیده شده است

وتن را:تن استعاره از اهل یاشجره طیبه

ازدرون می تکاند:اهل یاشجره طیبه مرتب شناختهای دروغین رامی ریزندوشناخت درست راقبول می کنند

پرسرمه است این دوپیاله شاه توت جوان :یک پیاله شاه توت جوان ورسیده استعاره ازشناخت حاصل قلم اولیای خداست براهلشان که ریزش می دهدبارآتش قلم مشرکان راویک پیاله شاه توت جوان وترش استعاره است ازبارقلم مشرکان برروی شجره طیبه  که توسط شجره خبیثه  ریخته می شود

درشعر«یک هفته عاشقی » دونوع کلمه (برترومشرکان ) درنظام به چشم سیاه مست تشبیه شده است کلمه مشرکان مست است زیرادارای بارآتش است وگمراه وکلمه برترمست است زیرازشراب بهشتی نوشیده است :

شنبه / هنوزدرخوابند/ وپشت پلک های خمارشان / ماهیان لیزشناورند/ آن دوسیاه مست / تمام شنبه را/ خواب خواب ماه وماهی دیده اند/ یکشنبه / دیشب / تمام عدم سیاه سیال را/ یکجانوشیده اند/ بامدادان / باچشمانی پرازشب / عربده درآفتاب می کشند...

تمام عدم سیاه سیال :نقش کلمه برتروکلمه مشرکان وقتی هنوزبه اجرادرنیامده  ودرعدم است سیاه وصف شده  به رنگ تاریکی وخط قلم ورنگ کلمات

آن دوسیاه مست ...بامدادان باچشمانی پرازشب عربده درآفتاب می کشند:چون مشرکان روی قلم اولیای خداقلم می زننددرابتدای اجرای قلم اولیای خداچون بواسطه قلم مشرکان پوشش بیشتری می خوردبه آدمی تشبیه شده است که درصبح شراب نوشیده وبسیارمست است

ونیز:سوره  فاطرآیه 27(گفته شددربحث مختلفا الوانها)، سوره نحل آیه 58

نتیجه بحث رنگهادرشعراستاد وقرآن :

1.کلمه ی برتررنگارنگ است

ای خدای توفان بدوی/ قُزَح !/ رنگین کمانت رابردار/ ابرسیاه ناباوری رابدر/ گندم ها به زیرخاکند/ ازتشنگی هلاکند... . ازشعر«قحط»

ونیزشعر:«پیراهن ها »

2.هررنگی می خواهی باش اما به رنگ خداباش:

صبغه : رنگ ، دین ، ملت

صبغه الله :فطرت خدای مرمخلوقات راودین او

صبغه الله ومن احسن من الله صبغه ونحن له عابدون .سوره بقره 137

ادامه دارد...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.