بشکنيد …











 













































 



 



 



 



 



 



 



 



 



 



 













































































 

















عباس خوش عمل کاشاني.
*** 


بشکنيد اي اولياءِ قوم ! آني بشکنيد
در يکي صف با هجوم ناگهاني بشکنيد

شاخ را گويم همين شاخي که شخ چون قلّه کوه
کرده جا بر کله ي غول «گراني» بشکنيد

پا اگر همت نفرمايد به دست آريد روي
دست اگر ياري نفرمايد زباني بشکنيد

تا عمل گردد پس از عمري به وعده نامه ها
قفل سنگين اتاق بايگاني بشکنيد

مردمان را با بيان واقعيت هاي روز
همدل خود کرده جوّ بدگماني بشکنيد

قيمت اجناس را تعديل در داخل کنيد
با شهامت نرخ بازار جهاني بشکنيد

گردن سرمايه داران جنايت پيشه را
با تبرزين قوانين ،  جاوداني بشکنيد

فکر چنگ انداختن بر ثروت ملّي ماست
ديو استکبار... پاي اين رواني بشکنيد

گر «شتر ديدي نديدي» دارم القا مي کنم
روي چشمم عينک ته استکاني بشکنيد.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.