تولد امام رضاع-قسمت بیست وپنجم شرح آیات داستان یوسف ع

 گل سور بیامد

درعالم امكان چو یكی حور بیامد 

برشهر مدینه شرر وشور بیامد 

دست قدرآویخت به شب لولو لالا

ماهی چو برظلمت دیجور بیامد

نوروز فلك شد به این پورمحمد 

برگنبد اخضرچوگل سور بیامد 

آن گِل كه زده است حق چو با عشق  و مودت   

ازُصلب محمدش به تنّور بیامد

دست ملك آراست همه عالم هستی 

شاهی كه گزیده  چومه و هور بیامد 

برابرص واكمه وعقیم  و فلج و زار 

عیسا به دم و شافی رنجور بیامد 

درجایگه صدق و ازجانب ایمان 

موسی ارنی گوی ُكه طور بیامد 

طی شد چو عمرش به یك خوشه ی انگور 

مست قدح عشق چو منصور بیامد 

چون دیرخراب است همه خانه ی گیتی 

موسی پسری جانب معمور بیامد 

گرگنج جهان نذردل او نمایند 

خود صاحب حق است و گنجور بیامد 

مسكین وغنی زلّه برسفره ی اویند 

هر یك به نیازی و  به منظور بیامد 

آوای نقاره اش چو از دوربیامد 

بر این دل افسرده دم صور بیامد 

شاهی كه غریبست دراین فصل غریبی 

یاری ده این بنده ی مهجور بیامد 

پرواز كبوترش كه برگنبد زهرا 

چون دانه ی تسبیح به ُكه نور بیامد

وصفش زبان دگری باید و ما را 

برامت فرهیخته معذور بیامد

تولدامام رضاع رابه پدران امت یعنی اولیای زنده وغایب ع ومومنان تبریک وتهنیت می گویم امامی که غربت رابه جان خریدتااسلام رادرایران رشددهدتایکی ازجاهایی باشدکه فرزندان صالحش دراخرالزمان ازاین شهروکشورقیام کنند    

قسمت بیست وپنجم  شرح آیات داستان یوسف ع

قَالُوا إِنْ یَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ فَأَسَرَّهَا یُوسُفُ فِی نَفْسِهِ وَلَمْ یُبْدِهَا لَهُمْ قَالَ أَنْتُمْ شَرٌّ مَكَانًا وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَصِفُونَ ﴿۷۷

گفتند اگر او دزدى كرده پیش از این [نیز] برادرش دزدى كرده است‏ یوسف این [سخن] را در دل خود پنهان داشت و آن را برایشان آشكار نكرد [ولى] گفت موقعیت‏ شما بدتر [از او]ست و خدا به آنچه وصف مى ‏كنید داناتر است (۷۷)

قَالُوا یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ إِنَّ لَهُ أَبًا شَیْخًا كَبِیرًا فَخُذْ أَحَدَنَا مَكَانَهُ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ ﴿۷۸

گفتند اى عزیز او پدرى پیر سالخورده دارد بنابراین یكى از ما را به جاى او بگیر كه ما تو را از نیكوكاران مى ‏بینیم (۷۸)

قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِنْدَهُ إِنَّا إِذًا لَظَالِمُونَ ﴿۷۹

گفت پناه به خدا كه جز آن كس را كه كالاى خود را نزد وى یافته‏ ایم بازداشت كنیم زیرا در آن صورت قطعا ستمكار خواهیم بود (۷۹)

آیات فوق به مواردزیراشاره دارد:

یوسف وجوانی – یوسف عزیزمصر

برادران مشرک یوسف به یوسف وبرادرش تهمت دزدی زدند

یوسف هیچ نگفت ودردل پنهان داشت

مشرکان برای گمراه کردن زوج کلمه ی برتردست عوض می کنند 

قَالُوا إِنْ یَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ فَأَسَرَّهَا یُوسُفُ فِی نَفْسِهِ وَلَمْ یُبْدِهَا لَهُمْ قَالَ أَنْتُمْ شَرٌّ مَكَانًا وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَصِفُونَ 

فاعل قالوابرادران مشرک یوسفند

ضمیر«ها» درلم یبدهابرمی گردد به نفس

ضمیر «انتم » وضمیر«هم » درلهم برمی گرددبه برادران مشرکان یوسف

فاعل قال یوسف وکلمه ی برترمی باشد

قَالَ أَنْتُمْ شَرٌّ مَكَانًا: جایگاه کفارنسبت به زوج کلمه ی برتربدتراست

قَالُوا یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ إِنَّ لَهُ أَبًا شَیْخًا كَبِیرًا فَخُذْ أَحَدَنَا مَكَانَهُ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ 

فاعل قالوابرادران مشرک یوسف هستند

آیه فوق فرهنگ زشت مشرکان را نشان می دهدبرای اینکه دست عوض کنندودرزوج کلمه ی برترجای کافرومسلمانراعوض نمایندقیافه می گیرندقرینه فخذاحدنامکانه یعنی بیاماراجای افرادت بزارزیراجای افرادزوج کلمه ی برتربهتراست ازجایگاه آنها.درآیه قبل گفته شد

قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِنْدَهُ إِنَّا إِذًا لَظَالِمُونَ 

درآیه فوق گرفتن به دومعنامی آید:

1.گرفتن یعنی درحصارخوددرآوردن جادادن

گفته شدیوسف پیمانه رادررحل برادرش قراردادتابهانه ای باشدبرای اینکه برادرش رادرکنارخودپناه دهدبعبارتی کلمه ی برترزوج خودرادرجایگاه بهتری قراردادچون میزانهای الهینددراینجاپیمانه پیش برادرش می باشد

2.گرفتن یعنی عذاب کردن ، مواخذه کردن

چون مشرکان باکلمات خودخلاف قانون الهی درزوج کلمه ی برترواردشده ازمیزانهاکم می کننددرحقیقت پیمانه راآنهادزدیده اندبنابراین خداآنهارامی گیردوعذاب می کند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.