خوشبختی های کوچیک

بعضی چیزا شاید بنظرِ خیلیا بی ارزش باشه، ولی برای اهلش، یک عالمه حرف و خاطره است که یه دنیا ارزش داره.
یه چیزایی که من بهشون میگم خوشبختی های کوچیک.
خوشبختی های کوچیک توشون پول بی ارزشه، صورت معما نداره و جنسیت رنگ می بازه.
خوشبختی های کوچیک، یه چیزای خاصَّن، یه چیزای تکرار نشدنی.
یه چیزایی مثل عطر مادر..... .
خوشبختی های کوچیک، خیلی عجیبن، خیلی کوچیکن و چون خیلی عادین، به نظر نمیرسن و کسی بشون دقت نمیکنه.
یجورایی، مثل سکوی نه و سه چهارم میمونن. کسی دقت نمیکنه یه سری، متفاوت از بقیه، ازش رد میشن و میرن تو یه دنیای جدید. دنیایی که خیلی با اونورش فرق داره. دنیایی که برای بعضیها بیش از یه جمع دوستانه است. دنیایی که توش بهترینارو دارن. دنیایی که دیگه توش احساس تنهایی نمی کنیم. توش یه عالمه دوست داریم، برادر داریم، خواهر داریم، عشق داریم.
با اینکه میدونیم همیشگی نیست، اما بازم برامون مهمه.
همینا خوشبختیای کوچیکه، 
یه کُکا، یه همراه قدیمی، یکی که خیلی برامون عزیزه، خودش یه دنیا خوشبختیه. 
همین که یکیو داشته باشیم، وقتی دلمون گرفته، گیتارشو برداره و برامون یه آهنگ قشنگ بخونه دلمون وا شه، خودش خوشبختیه، 
همین که یه دوست مهربون و خوش قلب و باسواد داشته باشی که همیشه یه هم صحبت خوبه، خوشبختیه. 
همین که یه منتقد خوب با یه قلم زیبا و رُک داشته باشیم، خودش یه خوشبختیه، حتی اگه از دیدس هنوز یه دختر بچه ی ۱۲ ساله باشیم.
خیلی چیزا خوشبختیه، 
مثل یه دوست با جنبه که هرچی باش شوخی میکنی، به دل نمیگیره، 
مثل یه همسفر خوشصدا و شیک که حضورش یه حس خوبه، 
مثل یه دوست خودمونی و خوش قلب، که اصلا نمیدونه کدورت چیه،
مثل یه دوست رُک، یه چیز متفاوت، یه ندای شیرین، یه قوت قلب، 
مثل یه دوستی که یک رنگه و همیشه پیگیر حالت هست، حتی با اینکه یه عمره نگاهش به بالاست، 
مثل یه دوست که فانتزیه و هنوزم کودک درونش زندست، هنوزم وجودش شادیه، 
مثل یکی که خیلی مهمون نوازه، با اینکه همیشه سکوته
.
.
.
.
مثل یکی که، این خوشبختیای کوچیک، تنها خوشبختیاشه....... .

وصال پارسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.