شيرين زباني

روز و شب من در هوايت زندگاني مي کنم
پيرم اما با تو احساس جواني مي کنم


عمر کوتاه است اما چند روز عمر را
با شراب ناب چشمت جاوداني مي کنم


بار سنگين فراقت را کشم بر دوش خود
زير اين بار گران قد را کماني مي کنم


من براي وصل تو از پاي ننشينم دمي
با خدا هم بر سر عشقت تباني مي کنم


تا نگاهت را به خود مشغول سازم اندکي
کودکانه سعي در شيرين زباني مي کنم


من زميني هستم اما در کنار چون تويي
چون ملائک خويشتن را آسماني مي کنم


 


من که در وصف تو مي گويم سخن هر روز و شب
وقت گفتن در حقيقت دُرفشاني مي کنم 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.