قافيه هاي عاشقي

در گير تو هستم تو نمازي تو دعايي
تو قافيه هاي غزل عشق و صفايي


سجاده گشودم به سويت اي غزل عشق
تو قبله گه عشقي و تو نور خدايي


نام تو شده ورد لبم اي گل زهرا(س)
تو ذکر مناجاتي و تو حمد و ثنايي


تو حاضري و غايب اين شهر منم من
با من تو بگو حاضر اين شهر کجايي


آن ماه که هستم همه شب محو جمالش
سوگند به قرآن محمد(ص) که شمايي


من در طلب بوسه اي از جام لبانت
يک عمر به دنبال تو در حال گدايي


شد طاقت من طاق ز هحران تو اي عشق
يک عمر غم و غصه و اندوه و جدايي


هر شب دلم از هجر تو با غصه هم آغوش
وقت سحر اما به هواي تو هوايي


از من مگريز اي دل و دين برده ز شيعه
ديدي تو مگر از من دلخسته جفايي

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.