قیامت وعیسی ع

وامادهه کرامت 

السلام علیک یاعلی بن موسی الرضا

ازکودکی عشق وعلاقه زیادی به امام رضا ع داشتم هرجابه مشکلی برمی خوردم می گفتم یاامام رضا کمکم کن .درسخت ترین شرایط تنهاکسی که یارو مونسم بوداو بودتمام زندگیم رامدیون امامم هستم. چه نعمت بزرگی است بودن خواهرمظلوم ومعصومش ،فاطمه معصومه ع وخودش برای مامردم مسلمان درایران.ای سید من اگرتو نبودی وقتی دلم می گرفت واشکهایم سخت ریختن می گرفت که بودتاآنراپاک کند؟درخواب وبیداری همیشه یادت وپیامت آرام جانم بوددرتمام مراحل زندگیم حضورت رامی بینم چقدرخوب شد که تو وخواهرمهربانت به ایران آمدید.حالادراین ایام متوسل می شوم به شمابرای  رفع تمام مشکلات مامسلمانانی که پیروان  ودوست داران واقعی شماهستیم 

دارم قیامت وحضرت عیسی ع رامی نویسم برای این منظورسوره مائده آیه 108به بعدراانتخاب کردم وشرح شعر«آی چقدرزیبایی»استادگرانقدرم دکترمحمودفتوحی :

آی چقدرزیبایی

نیمه شب بودکه

دررازدند

دشداشه ای سپیددرازی

پشت درایستاده بود

بی سر

دسته ی سوسن سپیدی

دردست

به لبخندی سپیدگفت :

من فرشته ی پایانم

وتوتنها

یک ساعت مهلت داری

تاناب ترین لذت هارا

ازجهان ببری

ازترس تنم دونیم شد

نیمی به گریه بنشست

نیمی به رقص برخاست

دراین مهلت اندک

چه لذتی می توان برد

بنویس :

«شعر؟!شراب ؟!تشنگی ؟!

خیس شدن درباران؟!

دروغ های مست ؟!

چشم به راهی ؟!

گناه ؟!

شرم؟!

شهرت؟!

پشیمانی ؟!

سؤال؟!

ترس؟!

مرگ؟!

غم نان ودردنام؟!»

بنویس !بنویس :

حتمابنویس!

شعروشراب وتشنگی ...

بنویس که اینهادربهشت نیست

بنویس 

که درابدیت بیکاری

درسکون جاودانه ی جنت

قرن هارهاخواهی بود

بنویس

دردودروغ ودلهره

بنویس آنجانیز

نازترین لحظه ها

درمرورخاطرات خوش این جهان است

تندتربنویس :

انتظاربهاروتنهایی

غریبی و...

دررادوبارهمی زنند

تمام شدیم

من ووقت برویم

بهمن 1377 

ادامه دارد...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.