مناجات نامه!




















 



 







يارب چه روزهاي بدي داريم
تاريک و پرمرارت و وحشتبار
دست دعا به پيش تو مي آريم
کاين روزهاي بد نشود تکرار
*
 اين روزهاي دوزخي ما را
هرکس رقم زده ست هلاکش کن
آن را که دشمن است به ايراني
حبس ابد به تيره مغاکش کن
*
يارب چه کرده ايم که درها را
يک يک به روي ما ز غضب بستي
مي خواستيم تا که نباشد ، هست
ننگ و فساد و فقر و تهيدستي
*
ما را ببخش و توبه ي ما بپذير
کفران نعمت تو اگر کرديم
راه وصال خويش به ما بگشاي
امداد کن که سوي تو برگرديم
*
يارب در اين ديار بزرگانش
برخي شدند دزد و جنايتکار
ما را که کوچک تو از آغازيم
تنها ميان خيل بدان مگذار
*
ما را به جز تو هيچ پناهي نيست
درياب و مرحمت کن و همراهي
از ما بگير مفسد و خائن را
جايش ببخش بينش و آگاهي
*
يارب ز لطف خويش رهايي بخش
ما را ز يوغ مختلس شيّاد
يعني ز چنگ توده ي بي تدبير
اينان که برده اند تو را از ياد
*
تحميل کرد آن که به ما برجام
نوميد کن تمام اميدش را
قفلي بزن بزرگ به صندوقش
بشکن به سنگ خويش کليدش را
*
ما جز رفاه نسبي و آسايش
از درگه تو يار نمي خواهيم
ما را که وعده هاي دروغين کشت
از اين و آن شعار نمي خواهيم
*
يارب مراد ما تو اگر دادي
همچون گذشته عبد و عبيدستيم
مهلت اگر دهي به تبهکاران
بدتر از ابن سعد و يزيدستيم
*
شمشير خويش بسته ز رو آن گاه
خواهيم مفسدين ز ميان برده
شوخي نمي کنيم که خواهي ديد

عالي جناب زنده و ما مرده!










دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.