نامه جليلي و جريان شناسي انقلاب(۱)

به نام خدا و براي خدا 


اول سلام و بعد سلام و سپس سلام / با هر نفس ارادت و با هر نفس سلام


نامه دکتر وحيد جليلي در پاسخ به نامه شيطنت آميز موسوي خوئيني‌ها به رهبر معظم انقلاب، يک دوره فشرده جريان شناسي انقلاب و شبکه نفوذ سازمان يافته جريان چپ سابق و اصلاح طلبانه فعلي را به تصوير کشيده و لذا مطالعه آن را به دوستان عزيز پيشنهاد مي‌نمايم. حقير به سهم خود در چند قسمت، نامه وزين و عميق آقاي جليلي را منتشر و در صورت امکان به تبيين بخشهاي از آن خواهم پرداخت.


قسمت اول نامه جليلي:


" اکنون کشور عزيز ما در بن بست و بحراني از سختي و ناخشنودي دست و پا مي زند ...ملک و ملت به لبه پرتگاه وحشتناک ويراني و نابودي رسيده است". اين بخشي از نامه سرگشاده جمعي از اعضاي نهضت آزادي در تبيين وضع کشور است. 


در همين نامه آمده است : "اتخاذ هدفهاي احساساتي افراطي،...، سياستهاي نابخردانه و بالاخره ناتواني مسوولين و نادرستي روشهاي پيروي شده در سياست خارجي، کشور پرافتخار ايران را به بدترين انزواي سياسي انداخته است، بدنامي و بي‌اعتباري بين‌المللي را نصيبمان کرده است و ما را در معرض دائمي توطئه‌هاي "تلافي گرانه" قرار داده است. علاوه بر اينها از ارتباط و احترام و استفاده از جريانهاي بين‌المللي محروم گشته‌ايم."


پاي اين نامه را ؛ مهندس بازرگان ، دکتر يزدي ، مهندس صباغيان ، مهندس معين‌فر و ...امضا کرده اند.


جماعتي که امضايشان پاي نامه است؛ معتقد بودند فارغ از زندگي ديني ِفردي، با "دانسته‌هايي از مبادي غيرمتعارف" نمي‌توان حکمراني درستي داشت. منظور آنها از دانسته‌هايي از مبادي غير متعارف، ايمان به محاسباتي در عالم بود که حقايقي مثل خدا وقرآن و نبوت و امامت را هم در بر مي گرفت.


مهمترين جزء اين نامه البته ؛ مهمتر از اسامي معتبرِ امضاکنندگان؛ تاريخ انتشار آن است: ارديبهشت 1369.


به ادعاي نهضت آزادي؛ سي سال پيش، جمهوري اسلامي در بن بست و در لبه پرتگاه و در آستانه ويراني و نابودي بوده است.


دوباره بخوانيم: "اکنون کشور عزيز ما در بن بست و بحراني از سختي و ناخشنودي دست و پا مي زند ...ملک و ملت به لبه پرتگاه وحشتناک ويراني و نابودي رسيده است".


بر همين مبنا هم بود که ؛ امضا کنندگان نامه ارديبهشت شصت و نه ، يازده سال قبل از آن، در اعتراض به تسخير لانه جاسوسي از دولت استعفا دادند و حاضر به ادامه همراهي با امام نشدند.


محور اصلي اشغال سفارت آمريکا، موسوي خوئيني‌ها بود ؛ که " اکنون" (ارديبهشت69) از رهبران برجسته جناحي بود که مجلس شوراي اسلامي را با رياست مهدي کروبي بطور کامل در اختيار داشت، کانديدايش در انتخابات رياست جمهوري راي آورده بود، و از کرسي هاي اصلي دولت؛ وزارت کشور به عبدالله نوري و وزارت ارشاد به سيد محمد خاتمي از اعضاي مجمع روحانيون رسيده بود. مصطفي معين منتخبِ ائتلاف "مستضعفين و محرومين" در انتخابات مجلس سوم ، سکان وزارت آموزش عالي را به دست گرفته بود ، بسياري از جايگاههاي کليدي دولت در اختيار جناح چپ بود و از ديدگاه پيشکسوتاني مثل مهندس بازرگان، در دوره مسئوليت اين عزيزان، " ملک و ملت به لبه پرتگاه وحشتناکِ ويراني و نابودي " رسيده بود.


والسلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.